تبليغاتX
میلینیوم
معماري رومانسك(3) جمعه دوازدهم تیر 1388 18:6

 

اگر زماني را براي پديد آمدن معماري رومانسك در نظر بگيريم بايد به يك دوره دويست ساله اشاره كنيم يعني سده هاي يازده و دوازده ميلادي. در معماري رومانسك نكته قابل توجه و تامل احترام و جايگاه ويژه معنوي و مذهبي كليساها است و همچنين عملكردهاي مختلف اين بنا براي سخنراني و مواعظ،محل تجمع ها و تصميم گيري ها است. همين امر موجب شد كه افزايش شگفت انگيزي در فعاليتهاي ساختماني پديد آيد. يكي از راهبان قرن يازدهم به نام رائول گرابر در اين باره گفته است كه دنيا ، خود را به جبه اي سفيد از كليسا مي آراسته است. اين كليساها نه تنها با تعداد فراوانتري به وجود آمدند، بلكه عمدتاً از كليسا هاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته وجود آمدند، بلكه عمدتاً از كليساهاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته شدند، و به ويژه بيشتر آنها نماي رومي داشتند. زيرا شبستان آنها بر خلاف سقف چوبي، تاق قوسي داشت و بدنه خارجيشان برخلاف كليساهاي صدر مسيحيت و بيزانسي و كارولنژي و اوتوني با تزئينات معماري و پيكر تراشي تزئين مي گرديد. از لحاظ جغرافيايي بناهاي عمده اي به شيوه رومي در سراسر دنياي مسيحيت بوجود آمد. از شمال اسپانيا تا ناحيه رودخانه راين ، و از مرز انگليس و اسكاتلند تا قسمت مركزي ايتاليا. دراين ميان بهترين و متنوع ترين نمونه هاي معماري محلي و متهورانه ترين رومانسك را بيان كنيم، بكارگيري قوسهاي نيم دايره  رومي در سقف ها ، همچنين استفاده از جرزهاي سنگين بوده است.

نكته قابل توجه در معماري رومانسك اين است كه تغييرات پردامنه اي پيدا كرده و تنوعات منطقه اي فراواني را شامل مي شود و همين امر موجب گرديد مورخان معماري ، آنرا سبكي في نفسه كامل پنداشته و معتقد نيستند كه پيش در آمد ناقصي براي سبك گوتيگ بوده باشد. بدين ترتيب معماري حقيقي متعلق به سده هاي مياني به شمار مي رود. از ديگر ويژگيهاي سبك رومانسك مي توان به حجم هاي كليساها از بعد معماري اشاره داشت كه همگي از گروهي از احجام هندسي ساده و بزرگ و با زاويه قائمه نظير مكعب ، مكعب مستطيل ، استوانه و نيم استوانه تشكيل يافته اند.

گسترش و اعتلاي معماري سبك رومانسك در اروپا به طور مشخص در چهار كشور: فرانسه ،انگلستان،آلمان و اسپانيا قابل بررسي اند، در هر يك از اين چهار كشور معماران سبك رومانسك با ظرافت و نوآوري هاي خاصي معماري اين دوره را با شرايط ،مقتضيات و خصوصيات كشور خود وفق داده و همين امر سبب شد تا ويژگيهاي خاصي در سبك رومانسك هر يك از اين كشورها قابل ملاحظه باشد.

در هر يك از كشورهاي فوق الذكر،معماري رومانسك به شيوه هاي گوناگون و متنوع اجرا گرديده است و در مناطق مختلف هر كشور روش ساخت بناهاي اين سبك بويژه كليساها،بنا به ابتكارات معماران متمايز مي گرديد،چنانچه فقط در كشور فرانسه بيش از ده شيوه (سبك) از اين معماري (رومانسك) وجود دارد. اينك به طور مختصر به ويژگيهاي معماري رومانسك در هر يك از كشورهاي مذكور مي پردازيم:

سبك رومانسك در فرانسه: يكي از سرزمينهايي كه از نظر معماري پس از ايتاليا قابل اهميت و توجه است كشور فرانسه است. با اينكه تا زمان آغاز سبك معماري رومانسك اين كشور به فرمها و اشكال مختلفي تقسيم گرديده كه در ميان آنها مي توان هفت نوع مختلف از كليسا هاي رومانسك را در سراسر فرانسه شناخت.

در معماري رومانسك فرانسه مي توان به دو كليساي سن مارتين تورس كه در محراب آن فضاهايي بنام نمازخانه به شكل يك نيم دايره كه نيم استوانه هايي به آن الحاق گرديده، و دوم كليساي كلوني دوم كه محراب آن داراي نمازخانه هاي دندانه اي است ، اشاره كرد.

به طور كلي در باب علت پديد آمدن نمازخانه هاي مذكور مي توان به توسعه و گسترش مراسم مذهبي اشاره كرد كه در آن كاردينالها نمازخانه هاي جداگانه مي طلبيدند. اين فضا به طور طبيعي در محراب كليسا كه مخصوص انجام مراسم توسط مقامات كليسا است، گسترش بيشتري يافت و علت طويل شدن محراب در اين ساختمانها نيز وجود همين نمازخانه هاست كه براي دسترسي به آنها وجود راهروهايي كه پيرامون محراب را فراگرفته بر طول و درازاي اين نوع بنا افزوده است.

نكته ديگر درباره سبك رومانسك فرانسه اين است كه براي جلوگيري از رانش ديوار تالار مركزي و اصلي كليسا، ديوارهاي جانبي را مرتفع تر ساخته اند و همين امر موجب گرديده كه داخل كليسا تاريك شود، چون اين امر مانع از ايجاد پنجره در روي تالار مركزي مي گرديد. از اين نمونه ها مي توان به كليساي سرنن در تولوز،كليساي سانتياگو ،كليساي سن اتين در كان فرانسه اشاره كرد.

ادامه دارد...

 

 

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري رومانسك(2) پنجشنبه یازدهم تیر 1388 16:18

 

 

شارلماني در تلاش بود كه همانند كنساتين رفتار كند و زمانيكه پاپ تاج شاهي را بر سر نهاد ، او را امپراطور اين امپراطوري احيا شده روم ناميد، حكومت جديد امپراطوري مقدس روم ناميده شد. كه تا يكهزار سال بعد گاه برگ گاه كوچكترشد. ولي تا انهدامش بناهايي را به اقتباس از معماري در اروپاي مركزي به حيات خود ادامه داد. شارلماني بناهايي را به اقتباس از معماري رومي بنياد گذارد كه در ميان آنها مي توان به نمازخانه كاخ شارلماني در آخن اشاره نمود و همچنين وضعيت دير سنگال سوئيس(819 ميلادي) يكي از مجموعه بناهاي ساخته شده در دوره شارلماني است.

پس از شكست جانشينان شارلماني حكومت اين ناحيه بدست اوتوني ها افتاد. كه معماري اوتوني مسير اسلاف كارولنژي خويش را دنبال كرد، يكي از بناهاي شاخص اين دوره كليساي دير ين ميكائيل در هيلدسهايم است كه در فاصله 1001 تا 1031 ميلادي ساخته شده است تقسيم بندي برجها و بدنه جسيم آن كاملا مشخص است. در اين كليسا مراكز ثقل ساختماني در شرق و غرب به خوبي مشهود است و صحن اصلي در حكم تالاري است كه دو برج (مراكز) را به هم متصل مي كند.  

 در اين كليسا و بناهاي فوق الذكر مقدمات معماري رومانسك را مي توان ملاحظه كرد ولي آنچه در اين گفتار قابل توجه است، تفكرات و انديشه هايي است كه بر جامعه رومانسك حاكم بوده و در آثار معماري بويژه در كليساها مشهود است.

معماري رومانسك(رومي وار): اوضاع و احوال اجتماعي پيش از قرون وسطي در دوره هاي يونان و روم موجب شده بوده كه آثار هنري ، بطور كلي هنر معماري به رشد و تداوم و ماندگاري قابل ملاحظه اي برسد. اين وضعيت تا چند قرن بعد هم در اروپا دوام آورد ، اما در نتيجه جنگها و كشمكشها فترتي پديد آمد،تا اينكه در اين برهه از زمان هنر و سبك رومانسك پا به عرصه گذاشت. چون در دوره امپراطوري كارولنژي و اتوني ثبات سياسي حاكم گرديد كه به طور مختصر به آن اشاره كرديم.

با آغاز نخستين دوره جنگهاي صليبي در اوايل سده دهم ميلادي در اروپا، جمعيت هاي عظيمي از نقاط و شهرهاي اروپاي غربي به شهر هاي غربي به شهرهاي مختلف مهاجرت كرده و پناهنده شدند،از جمله اين شهرها ، شهر اورشليم بود. اين مكان در آن موقع سرزمين مقدس خوانده مي شد.

پيش از جنگلهاي صليبي دو طبقه اجتماعي در سراسر اروپا از قدرت و نفوذ بسياري برخوردار بودند كه دسته اول فئودالها ،ملاكين و بارون هاي ثروتمند بودندو هر كدام به فراخور ميزان پول و زمينهايي كه در تملك خويش داشتند از نفوذ و قدرت خاصي برخوردار بودند و گروه دوم روحانيون مسيحي و مبلغين مذهبي و متوليان ديرهاي بزرگ و كليساها بودن كه درميان مردم وهمچنين در نزد حكومت هاي زمان خود مورد احترام و صاحب نفوذ بودند. پس از نخستين جنگ صليبي در عرصه هاي مختلف ممالك اروپايي تحولاتي ايجاد شد كه منجر به تثبيت مقام كليسا به عنوان رهبر مردم ،و ديگر ايجاد وضعيتي مناسب براي برقراري روابط تجاري با شرق گرديد و سوم ،آزادي و استقلال شهرها،و اين امتياز در صورتي حصول مي گرديد كه شهروندان در كمك به جنگ مبالغي را پرداخت مي كردند  تا بتوانند براي شهر استقلال و آزادي نسبي به ارمغان آورند، و چهارم راههاي ارتباطي تجاري با كشورهاي مشرق زمين همانند شريانهاي اصلي انتقال انديشه ها و علوم جديد به اروپا قلمداد مي گرديد و اين عوامل موجب گرديد كه اروپائيان نگرشي تازه به هنر و انديشه هاي يونان باستان داشته باشند.كه در خلال اين تغييرات ، تحولات هنري در اروپا پديد آمد كه آنرا رومانسك يا رومي وار ناميده اند در حالي كه وامدار اصولي از هنر رومي بود، اما خود به تنهايي هنري محض و اصيل قلمداد مي شد.

ادامه دارد...

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري رومانسك(1) چهارشنبه دهم تیر 1388 13:0

به نام خدا

 

پيشينه تاريخي: تقسيم امپراطوري روم به دو بخش شرقي و غربي وضعيت اين امپراطوري و ايجاد امپراطوري بيزانس و در نهايت سقوط امپراطوري روم غربي با تحولات مهمي در اروپاي غربي همراه گرديد. از گذشته هاي دور هميشه اقوام ساكن شمال اروپا و حتي قسمت آسياي غربي براي دست يافتن به كرانه هاي مديترانه در كوچ و مهاجرت بوده اند و اين مهاجرت موجب برخورد و تضاد بين اقوام گوناگون شده است.

مهاجرت گوتها از شمال به سمت جنوب موجب تحولات مهمي در تاريخ اروپا گرديد، اقوام مختلف شمالي كه به بربر ها معروف بودند ، پس از چند دهه با استقرار در اروپاي مركزي (از قرن هشتم ميلادي به بعد) دولتهاي جديدي بوجود آوردند كه در طي استقرارشان هنر مشخصي پديد آوردند كه متاثر از يونان و روم بود.

گوتها در هنگام مهاجرت و جابجايي ، باعث مهاجرت اقوام ديگري از سرزمينهاي اصلي شان شدند. آنها در حوالي سال 300 ميلادي به دو گروه گوتهاي شرقي در قسمتهاي شرقي اروپا استقرار يافتند و گوتهاي غربي كه به سوي اروپاي غربي ، تا مرزهاي شمالي امپراطوري روم پيش رفتند كه در مواجهه با قدرت امپراطوري روم از نفوذ به آن سرزمين باز ايستادند. قدرت نظامي امپراطوري كه مرزهاي شمالي آن را به رود دانوب محدود مي كرد، مانع نفوذ و ادامه مهاجرت اقوام شمالي گرديد و در طي دوران حكومت امپراطوري روم، همواره بين دو حكومت و بربرها (اقوام شمالي) جنگهاي سخت و خونيني در جريان بوده است.

در قرن چهارم ميلادي قدرت جديدي از سمت آسيا، اروپا را مورد تاخت و تاز قرار داد اين مهاجمان هونها بودند كه گوتها را تحت فشار قرار داده و به مرزهاي امپراطوري روم عقب راندند و امپراطوري روم كه خود را در مواجه اين خطر ديد به ويزوگوتها اجازه داد كه در كرانه هاي غربي رود دانوب مستقر شوند. اما بين وضعيت دوام چنداني نيافت و ويزوگوتها سر به شورش برداشتند و در جنگي كه بين آنها و نيروي روم در گرفت ، امپراطور روم كشته شد و سپاهيانش نيز شكست سختي را پذيرا شدند. پس از اين شكست روم مقاوت چنداني در مقابل گوتها نشان نداد و سرانجام تسليم شد.

هونها همچنان در ادامه نفوذشان به اروپاي غربي و جنوب اروپا ويزوگوتها را مجبور نمودند، از جنوب ايتاليا گذشته و در فرانسه (جنوب فرانسه) مستقر شوند كه در نهايت آنها با فرانكها مواجه شدند و سرانجام به سوي جنوب اسپانيا مهاجرت كردند. با مرگ آتيلا سردار هونها در سال 453 ميلادي طول كشيد. تا اينكه در اين دوره امپراطوري فرانكها با نام كارولن‍ژ قدرت را در اختيار گرفت و آرامش نسبي به اروپا بازگشت. قبايل بربر مسيحي و كليسا به تدريج جانشين امپراطوري روم گرديدند و پايه هاي بي چون و چراي كليسا و پاپها در قرون وسطي ريخته شد. اين امر در زماني به اوج رسيد كه در قرن پنجم ميلادي پادشاه فرانكها به مذهب كاتوليك گرويدف و كليساي روم در رقابت با كليساي ارتدوكس روم شرقي وارد عرصه جهان گرديد. بربرها كه خود هنر چنداني نداشتند، در مواحهه با ميراث يونان و روم هنرشان شكل گرفت سرانجام با امپراطوري كارولنژها دوران احيا هنر فرا رسيد. اواخر سده هشتم و يا سده نهم ميلادي شاهد يك پديده بزرگ تاريخي بود كه امروزه دوره احياي رم مسيحي در عصر شارلماني يا رقابت خستگي ناپذير و مشعشعانه هنر و فرهنگ ناميده مي شود.

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري صدر مسيحيت(3) سه شنبه نهم تیر 1388 19:6

 

 

كليساي سانتاكوستانستا(آرامگاه دختر كنستانتين): اين بنا در اصل منضم به كليساي رومي سنت آنيس در خارج شهر بود. در اين بنا برخلاف آثار قبلي كه در دوران شرك روم به وجود آمده بود. فضاي داخلي به دو قسمت مشخص و متمايز تقسيم شده است. يكي از تالارگرد و گنبد دار مركزي است كه بوسيله رديف پنجره زير سقف روشني مي گيردو در واقع به منزله شبستان كليساي طولي (مستطيل شكل) است ،و ديگري غلامگردشي با تاق گهواره اي است كه همچون حلقه اي به دور تالار مركزي قرار گرفته است. در اينجا تزئينات موزائيك كاري در به وجود آوردن فرم داخلي و تزئينات آن نقش مهمي دارد.

پلان اصلي كاملاً متاثر از پلان معبد پانتئون روم است . فقط در اينجا از ديوار نازك و به جاي ديوار ضخيم و از راهروي جانبي استفاده شده است. وزن گنبدي كه بدنه اصلي و مركزي پلان را مي پوشاند بر روي جفت ستونها وارد مي شود و نيروي رانشي گنبد نيز بوسيله قوسهاي راهروي جانبي به ديوارهاي بيروني كه به عنوان پشت بند عمل مي كنند متصل مي شود.

كليساي مزار مقدس: انواع پلانهاي مدور باسيليكايي، طرحهاي مركزي و دوار يكي براي جاودان ساختن كسي و ديگري به منظور تجمع ، نخستين به فرمي نسبتاً از هم گسسته در طرح بازسازي شده و كليساي مزار مقدس مورد بررسي قرار گرفته است. امپراطوري در نامه اي به اسقف اورشليم قاطعانه مي گويد كه مايل است اين باسيليكا، زيباتر از تمام باسيليكاها در جاهاي ديگر شود. از ساختمان اصلي اين باسيليكا چيزي به جا نمانده است. ساختمان اين بنا كه پيش از 333 ميلادي آغاز شده بود در سال 613 ميلادي تخريب شد و در سالهاي بعد دوباره بازسازي شده است. اين بنا باسيليكاي نسبتاً كوچكي است كه دهليز سرگشاده كوچكي در ابتداي آن واقع شده و به رواق واقع در خيابان رومي منتهي مي گردد. در حياط پشت باسيليكا دو نقطه قابل احترام قرار دارد: يك صخره تصليب در يك طرف و مزاري مقدس با پوششي از بناي گنبدي در عقب. اين ساختمان ها ، با توجه به عملكرد آييني شان به هم متصل مي شوند و از لحاظ معماري بوسيله يك ديوار پيراموني به هم مربوط مي شوند. بخش گنبد اين كليسا شبيه به كليساي سانتاكوستانستا است، ولي به طور كلي اين بنا تركيبي از دو نقشه طولي و مركزي است. اين وضعيت با زيبايي و انسجام بيشتر در حدود دويست سال بعد در كليساي صوفيه در شهر قسطنطنيه در زمان بيزانس تكرار شد.

پايان

برگرفته ازكتاب معماري جهان

 

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري صدر مسيحيت(2) دوشنبه هشتم تیر 1388 18:36

 

 

معماري دوره بازشناسي: اين دوره از سال 325 ميلادي يعني وقتي كه كنستانتين مسيحيت را دين رسمي امپراطوري روم قرار داد ، آغاز و تا حدود 500 ميلادي يعني وقتي كه ايالتهاي غربي امپراطوري در زير سيطره شاهان بربر قرار گرفت ادامه مي يابد. با اينكه بعضي از مراسم و جشنها در مقابر دخمه اي برگزار مي شد، وليكن احتمالاً عبادات و تجمع ها در خانه هاي انجمني يا تالارهاي ستوندار ساده برگزار مي شدند. بقاياي يكي از اين خانه هاي اوليه نيز به دست آمده و شبيه به يك باسيليكا بوده است.

نكته قابل تامل و توجه در معماري اين دوره اين است كه به طور موثر تحت تاثير معماري رومي قرار گرفته است. زيرا دين مسيح به عنوان ايدئولوژي نو،به يكباره رسميت يافته و طبيعتاً در زمينه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي تجربه قبلي نداشته است و در زمينه معماري نمي توانسته سبك خاصي را ارائه نمايد. در چنين جامعه اي كليساي مسيحي در قالب و فرم باسيليكاهاي رومي شكل مي گيرند. عناصر معماري رومي در ساخت اين كليسا مورد استفاده قرار مي گيرد. نخستين كليساي مسيحي كه با اين اجزا پديد آمد ،كليساي سن پيترو در رم است كه تركيبي است از خانه هاي حياط دار پيشگفته و باسيليكاي رومي ، كه روحيه و جهن بيني مسيحي كليساي سن پيترو قديمي روم را به وجود آورده اند. براي مسقف نمودن اين كليسا برخلاف معماري رومي از تاق و قوس استفاده نشده است و از اسمانه چوبي شيبدار، كه موجب سبكي و سرعت در ساخت بوده ، بهره گرفته شده است. شكل و فرم كل كليساها قابل مقايسه بايك باسيليكاست ،و صرفاً با اين تفاوت كه ستونهاي گرداگرد محوطه داخلي (سالن اصلي) فقط در خطي طولي به كار گرفته شده اند و در ديد كلي پنج دالان پديد آورده اند كه صحن اصلي كليسا را منتهي به محراب مي كنند و از نظر فضايي حركت را به سوي نقطه انتهايي (محراب ) را افزايش مي دهد. علاوه بر اين تعداد محرابهاي رومي در اينجا تقليل يافته است و تنها يك محراب در سمت شرق تعبيه شده است . وروديهاي جناحين طولي باسيليكا ،به ضلع عرضي مقابل يافته است. و همچنين بازوهاي بيرون زده از بدنه اصلي از مشخصه هاي معماري كليساي مسيحي است كه بعد ها در روند تكاملي كليساها شاهد تغيير مكان اين بازوها به قسمت مركزي پلانها خواهيم بود.

در واقع اساس و فلسفه پلانهاي كليساي مسيحيت كه به شكل صليب است، از اينجا آغاز گرديده است. در حقيقت معماري صدر مسيحيت اگر چه در زير سيطره معماري رومي بود ولي در جهت گيري ايدئولوژيك خود،گذار از دنياي مادي و دنياي معنوي را در عرصه معماري به نمايش گذاشت.

به طور كلي در بررسي معماري صدر مسيحيت مي توان دو نوع پلان عمده تشخيص داد:

1-    پلان باسيليكايي كه به عبارتي به كليساي با پلان طولي نيز معروف است.

2-    پلان مدور كه به تقليد از پلانهاي رومي در ساخت كليساها رواج يافته است.

گرايش به برپايي پلانهاي مركزي ريشه در حالت روحاني كه فضاي اين نوع بناها ايجاد مي كنند، دارد. ايجاد اين كليساها با پلان مركزي در صدر مسيحيت به تدريج جاي خود را به مقبره ها و آرامگاههايي در كنار كليساها ي طولي داد. اين پلان (مدور) بيشتر مورد علاقه و توجه مردم ناحيه شرق امپراطوري قرار گرفت. بويژه در معماري بيزانس اين نوع پلانها مورد مطالعه قرار گرفته و در ابعاد وسيعي به كارگرفته شدند.

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري صدر مسيحيت(2) دوشنبه هشتم تیر 1388 18:32

 

 

معماري دوره بازشناسي: اين دوره از سال 325 ميلادي يعني وقتي كه كنستانتين مسيحيت را دين رسمي امپراطوري روم قرار داد ، آغاز و تا حدود 500 ميلادي يعني وقتي كه ايالتهاي غربي امپراطوري در زير سيطره شاهان بربر قرار گرفت ادامه مي يابد. با اينكه بعضي از مراسم و جشنها در مقابر دخمه اي برگزار مي شد، وليكن احتمالاً عبادات و تجمع ها در خانه هاي انجمني يا تالارهاي ستوندار ساده برگزار مي شدند. بقاياي يكي از اين خانه هاي اوليه نيز به دست آمده و شبيه به يك باسيليكا بوده است.

نكته قابل تامل و توجه در معماري اين دوره اين است كه به طور موثر تحت تاثير معماري رومي قرار گرفته است. زيرا دين مسيح به عنوان ايدئولوژي نو،به يكباره رسميت يافته و طبيعتاً در زمينه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي تجربه قبلي نداشته است و در زمينه معماري نمي توانسته سبك خاصي را ارائه نمايد. در چنين جامعه اي كليساي مسيحي در قالب و فرم باسيليكاهاي رومي شكل مي گيرند. عناصر معماري رومي در ساخت اين كليسا مورد استفاده قرار مي گيرد. نخستين كليساي مسيحي كه با اين اجزا پديد آمد ،كليساي سن پيترو در رم است كه تركيبي است از خانه هاي حياط دار پيشگفته و باسيليكاي رومي ، كه روحيه و جهن بيني مسيحي كليساي سن پيترو قديمي روم را به وجود آورده اند. براي مسقف نمودن اين كليسا برخلاف معماري رومي از تاق و قوس استفاده نشده است و از اسمانه چوبي شيبدار، كه موجب سبكي و سرعت در ساخت بوده ، بهره گرفته شده است. شكل و فرم كل كليساها قابل مقايسه بايك باسيليكاست ،و صرفاً با اين تفاوت كه ستونهاي گرداگرد محوطه داخلي (سالن اصلي) فقط در خطي طولي به كار گرفته شده اند و در ديد كلي پنج دالان پديد آورده اند كه صحن اصلي كليسا را منتهي به محراب مي كنند و از نظر فضايي حركت را به سوي نقطه انتهايي (محراب ) را افزايش مي دهد. علاوه بر اين تعداد محرابهاي رومي در اينجا تقليل يافته است و تنها يك محراب در سمت شرق تعبيه شده است . وروديهاي جناحين طولي باسيليكا ،به ضلع عرضي مقابل يافته است. و همچنين بازوهاي بيرون زده از بدنه اصلي از مشخصه هاي معماري كليساي مسيحي است كه بعد ها در روند تكاملي كليساها شاهد تغيير مكان اين بازوها به قسمت مركزي پلانها خواهيم بود.

در واقع اساس و فلسفه پلانهاي كليساي مسيحيت كه به شكل صليب است، از اينجا آغاز گرديده است. در حقيقت معماري صدر مسيحيت اگر چه در زير سيطره معماري رومي بود ولي در جهت گيري ايدئولوژيك خود،گذار از دنياي مادي و دنياي معنوي را در عرصه معماري به نمايش گذاشت.

به طور كلي در بررسي معماري صدر مسيحيت مي توان دو نوع پلان عمده تشخيص داد:

1-    پلان باسيليكايي كه به عبارتي به كليساي با پلان طولي نيز معروف است.

2-    پلان مدور كه به تقليد از پلانهاي رومي در ساخت كليساها رواج يافته است.

گرايش به برپايي پلانهاي مركزي ريشه در حالت روحاني كه فضاي اين نوع بناها ايجاد مي كنند، دارد. ايجاد اين كليساها با پلان مركزي در صدر مسيحيت به تدريج جاي خود را به مقبره ها و آرامگاههايي در كنار كليساها ي طولي داد. اين پلان (مدور) بيشتر مورد علاقه و توجه مردم ناحيه شرق امپراطوري قرار گرفت. بويژه در معماري بيزانس اين نوع پلانها مورد مطالعه قرار گرفته و در ابعاد وسيعي به كارگرفته شدند.

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري صدر مسيحيت(1) یکشنبه هفتم تیر 1388 16:26

به نام خدا

 

 

از زماني كه امپراطور كنستانتين به مسيحيت گرويد و آيين مسيح (ع) به عنوان آيين رسمي امپراطور روم اعلام گرديد. پيروان مسيحيت توانستند آزادانه به تبليغ آيين خويش بپردازند، اما پيش از اين در دوران سختي به سر مي بردند و در اين دوره پر التهاب و بسيار طاقت فرسا ، در خفا و درزيرزميني ها به تبليغ آيين مسيحيت پرداختند. در ابتداي كار مسيحيان با روميان از نظر ايدئولوژي در تضاد شديد بودند و روميان كه پيرو مذاهب چندگانه و پرستش عناصر طبيعي و به عبارتي خدايان متعدد بودند، تعصب شديدي از خويش نشان دادند و به اذيت و آزار پيروان مسيح پرداختند ، مسيحيان در بدترين شرايط، توانستند مردم را با آيين خويش آشنا و نزديك نمايند.

هنر مسيحيت آغازين را مي توان از روي موضوعاتشان شناخت نه از روي سبك آنها ، مسيحيان آن زمان درست به اندازه معتقدان به آيين روم (رومي) بودند، هنر ها و صنايع دستي گذشتگان را مي آموختند. خود كليساي مسيحي ،از لحاظ سازمان و فلسفه خود شديداً به ساختار زندگي يوناني – رومي مديون بود ، و در هنر مسيحيت آغازين ، با تحول ساده اي از مضامين متعلق به دين روم به دين مسيحي و آزادانه ترين نوع عاريت گيري از موضوعات و شيوه هاي پيش از مسيحيت روبرو مي شويم.

معماري صدر مسيحيت را به طور كلي مي توان به دو بخش پيش از كنستانتين (از سال 313- 50 ميلادي)و پس از كنستانتين (از سال 314 تا سال سقوط امپراطوري) تقسيم نمودند. دوره نخست را دوره پيگرد و دوره دوم را دوره بازشناسي مي گويند.

دوره نخست (دوره پيگرد): معماري مسيحيان را به علت تعقيب و كشتار ايشان بدست روميها ،دوره پيگرد مي نامند ،تمام هنر اين دوره در مخفي گاهها و در زيرزمين شكل گرفته است . مهمترين و بارزترين نمونه آثار معماري اين دوره ، مقبره هاي زيرزميني است و به همين علت مقابر دخمه اي ناميده مي شوند. اين مقابر شبكه هاي گسترده اي از دالانها و اتاقكهاي زيرزميني در زير شهر رم و شهرهايي هستند كه به عنوان گورستانهايي پنهاني براي دفن مردگان مسيحي – كه بيشترشان در رديف شهداي اوليه مسيحيت به شمار مي روند- طراحي شده بودند. مقابر دخمه اي از سده سوم تا سده چهارم پيوسته مورد استفاده بوده اند و ظاهراً در آنها حدود چهار ميليون جسد دفن شده است.

مقابر دخمه اي در ابتدا به عنوان مخفيگاه براي پناهندگان مورد استفاده قرار مي گرفتند. مدارك اثبات اين سخن ،وجود پلكانهاي مسدود و مجزا ، تورفتگيها و گذرگاههاي مخفي ، و در هاي مخفي نگه داشته شده ورودي و خروجي است. بدون ترديد در اين دخمه ها آيينهاي سري نيز اجرا مي شده است و نقش اصلي آنها جاي مردگان بوده است. از نمونه هاي مقابر دخمه اي ، مقبره دخمه اي كاليكستوس در رم است كه در سده دوم ميلادي ساخته شده است.

معماري اين دخمه ها به اين صورت بوده است كه پس از آنكه قطعه زميني براي گورستان برگزيده مي شد، دالاني به پهناي 90 تا 130 سانتي متر و با فاصله مناسب از سطح زمين ، در گرداگرد آن حفر مي كردند. در سطح ديوارهاي جانبي اين دالانها، تورفتگيهايي به موازات محور دالان براي نگهداري از اجساد مردگان گشوده مي شد.اين تورفتگي ها كه لوكولوس ناميده مي شدند، مانند تاقچه هايي كه در روي يكديگر كنده مي شدند. معمولاً اتاقكهاي كوچكي به نام كوبيكولوم به عنوان نمازخانه تدفيني در ديوارها ساخته مي شدندكه تاق بندي متفاوتي داشتند. هنگامي كه دالانهاي پيراموني نخستين ، پر از لوكولوس و كوبيكولوم مي شدند ، دالانهاي ديگري عمود بر آنها حفر مي كردند و اين روند تا جايي كه فضاي جانبي اجازه مي داد ادامه پيدا مي كرد.

آنگاه سطوح بالايه هاي پايين تر و از طريق پلكانهايي به يكديگر متصل مي شدند و تعداد طبقات مزبور در بعضي از شبكه ها تا پنج طبقه مي رسيد. سقف بسياري از كوبيكولوم ها را با نقاشي ديواري به شيوه آيين هاي رومي تزئين مي كردند (حتي از نظر موضوع) و اين نقاشي ها با اعتقادات آنان كاملاً سازگاري داشتند. موضوعات اين نقاشي ها بيشتر درباره زندگي حضرت مسيح (ع) و ياران او بود كه وي را در لباس هاي ساده و عاري از هرگونه زيور به تصوير مي كشيدند.

ادامه دارد...

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

اسکله های شناور شنبه ششم تیر 1388 16:55

مجموعه بازرگانی و مهندسی میلینیوم آمادگی خود را جهت ارائه خدمات به هموطنان عزیز در ایران در زمینه های :

1-تولید مصنوعات بتنی پارک و باغ

2-نمایندگی شرکت ایستون و چمر ترکیه در زمینه مبلمان پارکی

3-اسکله های شناور

4-تولید گل و گیاه تزئینی و مثمر

5-طرح –نظارت – اجرا (معماری و عمران)

6-طراحی و اجرای محوطه و فضای سبز

                                                  اعلام می نماید

 

       جهت اطلاعات بیشتر به وب سایت                     www.hezareh5.net       

 مراجعه بفرمائید     

 

09123403575تلفن :

01912163669

01912163236

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

راه های مقاوم سازی ساختمان ها جمعه پنجم تیر 1388 10:7

 

 

 

ساخت خانه های متحرک یکی از متدهای پیشرفته در امر مقاوم سازی در برابر زلزله است از این روش در ساخت ساختمان ها، آپارتمان ها، کارخانه ها و ساختمانهای مراکز تجاری استفاده می شود. این روش بسیار کم خرج است و در مناطقی که از نظر مقاومت در مقابل زلزله از سطح پایینی برخوردارند و در نواحی زلزله خیز سراسر جهان واقع شده اند بسیار مناسب و مقرون به صرفه می باشد بدین ترتیب تمامی اصول ساختمان سازی به سمت ساختمان سازی مکانیکی متحول می شود. این ساختمان ها در برابر تمامی بلایای طبیعی از قبیل سیل، آتشفشان، رانش زمین و همچنین در مقابل زلزله های خطرناک و مهیب و حملات تروریستی هم مقاوم می باشد.

 


این طریقه مقاوم سازی که شیوه مهندسی ساختمانی "هاپکن" نام دارد نوعی مهندسی مکانیکی است که مدیریت و ابداع و سنجش تکنیکی آن را فردی به نام هاپکن به انجام رسانیده است. وی تا کنون چندین مورد از ماشین آلات مکانیکی را طراحی کرده و در این زمینه چند ابداع نوین داشته است.
وی طی مطالعاتش در دانشگاه فنی و همندسی هلند اندیشه ساخت سیستم ساختمان سازی خانه های متحرک به فکرش خطور کرد. چندین سال بعد وی ایده اش را در این خصوص تکمیل کرد.


دیوار های این خانه از بتون درست شده است و بوسیله میله های فلزی کششی عمودی کاملا فشرده می شوند. بدین ترتیب بدلیل استفاده از مواد جامد فشرده و سنگین نیرو وارده به اجزای پایینی ساختمان بسیار افزایش می یابد. البته باید گفت که دیوارهای هر طبقه بصورت کنترل شده ایی به آن فشار وارد می شود و میزان فشار وارده در تمامی طبقات یکسان است. علاوه بر یک میله عمود در هر طبقه از 3 میله افقی هم استفاده می شود.

 

 


در این ساختمان ها از مصالحی استفاده می شود که کار گذاردن آنها به آسانی صورت می گیرد که به موجب آن دیوار های ساختمان با بکار بردن میله های کششی محکم و مقاوم می شوند.
از دو گونه مصالح در ساختن ساختمان ها استفاده کرد:
_بلوک های سیمانی که در بسیاری از ساختمان ها در سراسر دنیا از آن استفاده می شود. با اندازه های lxwxh=400x200x200 mm, که در هر یک از آنها دو سوراخ وجود دارد.


این نوع بسیار ارزان قیمت است و در آن فقط از میزان کمی ملاط(گل و آهک) استفاده می شود.
پس از اینکه مصالح ساختمانی تهیه شد، کار ساخت آن شروع می شود. این ساختمان می تواند طوری ساخته شود که در آن اصلا از ملاط استفاده نشود. دیوار ها فقط از طریق همان میله های کششی به اندازه کافی محکم و مقاوم می شوند. بدین ترتیب سوار کردن دیوارها بر روی ساختمان، تغییر شکل ظاهری آنها و جابجا کردن آنها بسیار آسان می شود.


آزمایش


در هفتم ماه ژوئن سال 2001 آزمایشی را بر روی یکی از این ساختمان ها بمنظور اثبات ضد زلزله بودن آن ترتیب داده شد، این آزمایش با حضور تعداد کثیری از مردم صورت گرفت که در میان آنها روزنامه نگاران و خبرنگاران بسیاری از رسانه های رادیو و تلویزیون هم حضور داشتند.


برای این کار ما ابتدا ساختمانی را بر طبق قوانین ساختمان سازی مکانیکی بنا کردیم این ساختمان از تعدادی میله های فشرده عمودی و افقی، استوانه های آهنی در دور میله های عمودی را می پوشاند، صفحه های مسطح و یک سری قاب های ارتجاعی استفاده شد. در فونداسیون این ساختمان چارچوب های لولا دار استعمال شد.


این خانه توسط جرثقیل در زاویه 30 درجه از سطح زمین بالا برده شد سپس این خانه که 220 متر مربع مساحت داشت را از همان ارتفاع رها کردند این کار را دو بار دیگر هم تکرار کردند اما هیچ اتفاقی نیافتاد و ضد زلزله بودن خانه بدین ترتیب اثبات شد.


اگر ما عامل تکانه را Cs = 2,5در نظر بگیریم آنگاه شتاب هم راستا در این اسکلت برابر با 2/5*g*sin30=2/5*0/5*9/81=12/26[m/s2] خواهد بود که این رقم با اندازه یک زلزله شدید برابری می کند. بنابراین فشاری که در طی این زلزله به ساختمان وارد شده برابر با یک زلزله بسیار عظیم است.

 


مقاوم سازی خانه ها به روش هاپکن و از طریق ساخت خانه های متحرک امکان پذیر شد. روش ساختاری خانه های متحرک تکمیل شد و نه تنها خانه های مسکونی بلکه ساختمان های اماکن تجاری نیز از آن بهره مند شدند. این ساختمان ها علاوه بر اینکه در مقابل وقایع طبیعی همچون زمین لرزه، رانش زمین مقاومت می کنند، در مقابل حمله های تروریستی هم همچنان پابرجا باقی می مانند.
این ساختمان های ضد زلزله از اجزای خاصی ساخته شده اند که این اجزا همان مصالحی هستند که ساختمان را در مقابل زمین لرزه های مهیب و عظیم مقاوم می سازد. این شیوه مقاوم سازی بسیار کم هزینه است و در عین حال برای سرزمین های آباد در معرض زلزله در سراسر جهان مفید واقع خواهد شد. این شیوه ساختمان سازی اصول اساسی اش را از ساختمان سازی مکانیزه عاریت گرفته است

منبع: http://irandezh.blogfa.com/

 

 

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

معماري روم(9) پنجشنبه چهارم تیر 1388 12:6

 

معماري روم در دوره باستاني پسين

در اواخر سده سوم ميلادي امپراطوري روم دچار هرج ومرج و ضعف حكومت مركزي گرديد ، از يك طرف مدعيان قدرت و از طرف ديگر حملات ايرانيان و قبايل بربر از شمال قدرت امپراتوري را به شدت تهديد مي نمودند ، در چنين شرايطي امپراطور ديوكلسين به قدرت رسيد و او توانست اندكي از اغتشاشات و نا امني را كاهش دهد. ديوكلسين براي اداره قلمرو امپراطوري و مقابله با حملات ايرانيان و بربرها ، سرزمينهاي گسترده و پهناور روم را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم نمود. او خود را به عنوان اوگوستوس بر سرزمينهاي غربي و يكي از فرماندهان اعظم روم را نيز به عنوان اوگوستوس به فرمانروايي سرزمينهاي شرقي  امپراطوري گماشت. اين تقسيم را مي توان شكاف عمده بين تجزيه سرزمين روم به دو بخش شرقي و غربي دانست. زيرا پس از تغيير مركز امپراتوري از شهر رم به شهر نوبنياد كنستانتينوپل (استانبول كنوني) كه در محل شهر باستاني بيزانس يونان به دستور كنستانتين ساخته شد،عملاً دو مركز قدرت در امپراتوري پديد آمد كه هر يك مدتي داراي قدرت مطلقه بودند. امپراطوري غربي به زودي بين اقوام مختلف اروپايي همانند فرانكها ، بورگونيها ،انگلو و ساكسونها ، ويزيگوتها، استروگوتها و واندالها تقسيم شد و رفته رفته ملتهاي امروزي اروپا شكل گرفتند ، ولي روم شرقي زير نام امپراطوري بيزانس تا دوران رنسانس يعني 1453 ميلادي دنياي مسيحيت دو مركز پر قدرت مسيحي در تمام قرون وسطي وجود داشت. يكي شهر رم مركز ايالت پاپي ،و ديگر قسطنطنيه مركز امپراطور بيزانس كه از نظر سياسي و مذهبي مستقل بوده و به طور طبيعي معماري و هنر ها در اين دو سرزمين داراي ويژگيهاي اجتماعي و منطقه اي بوده است.

امپراطور كنستانتين در سال 325 ميلادي به مسيحيت گرويد ودين مسيح را به عنوان مذهب رسمي امپراطوري قرار داد. هر چند كه امپراطوري روم تضعيف گرديد و مورد حمله بربرهاي اقوام شمال اروپا قرار گرفت و شهر روم در سال 410 ميلادي سقوط كرد وليكن مسيحيان از قرن اول ميلادي در قلمرو امپراطوري روم حضور داشتند و عليه جهان بيني و اعتقادات رومي كه سرچشمه مادي داشت تبليغ مي كردند. پايان دوره تاريخ دوره باستان از زماني است كه مسيحيت به عنوان مذهب رسمي قدرت را در قلمرو امپراطوري به دست گرفت.

تحولات چشمگيري كه در معماري اين عصر پديد آمد ،به خوبي زوال قدرت امپراطوري را مجسم مي نمايد. ويژگيهاي مهم تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستون دار كاخ ديوكلسين ظاهر مي گردد ، سنتوري انتهايي با زدن تاقي كه اسپر را بر خود نگه داشته از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آنرا همچون اسپري توصيف كنيم كه ناگهان در نماي سنتوري به صورت تاق در مي آيد. ويژگي سنتوري شكسته ،پيشتر ظاهر شده بود. بيشتر در ايالتهاي شرقي امپراطوري مانند سردر يا نماي معابد بزرگ بعلبك لبنان.

اين روش و تفكر كاملاً غير كلاسيك و به سختي قابل تصور در ساختماني چون پارتنون است و نماينده مرحله اي انتقالي بين اسپر كلاسيك ، متكي بر ستون و تير افقي ، قرار گيري مستقيم تاقها روي سرستونها به شمار مي رود. ستون بندي هاي طرفين همين ايوان ستوندار نيز چنين است . در اينجا ما شاهد روند تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان به معماري تاق و ستوني سده ميانه هستيم. پيش درآمدهاي اين ويژگي نوين ، قبلاً نيز ديده شده بود ، ولي تاق بندي اسپالاتو (ديوكلسين) نخستين جايي است كه ويژگي مزبور به شكل و مقياس بزرگ ظاهر مي شود. مشاهده ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوه طاق زني رومي و عدم تمايل معماررومي به دست كشيدن از تقسيم بندي سه بخشي نما حتي وقتي اسپر به يك تكه سنگي تبديل شده بود مانند سرستون به دست آمده از حمام هاي كاراكالا بسيار جالب است. بعد ها معماران بيزانسي ،اسپر سنگي را حفظ مي كنند ولي ويژگيهاي كلاسيك كهن را از آن مي زدايند و شكل هندسي يك قالب سنگ پهلو تخت پاكارقوس ذوزنقه اي را به آن مي دهند.

با اينكه پايتخت از رم به بيزانس انتقال يافت ، اما كنستانتين در شهر روم طرحهاي ساختماني ديگري نيز اجرا كرد كه يكي از آنها باسيليكاي كنستانتين بود كه در سالهاي 306 و 310 ميلادي توسط ماكسنتيوس رقيب كنستانتين آغاز شد در نهايت توسط كنستانتين به پايان رسيد. از اين ساختمان باقي مانده سه دهانه تاق گهواره اي از جبهه شمالي و ديوارهاي بتني با نماي اجري و ضخامت 6 متربراي نگه داشتن تاق بندي باقي مانده است. اندرون اين ساختمان با مرمر و گچبري مزين شده است. يكي از ويژگيهاي ديگر اين ساختمان داشتن ديوارهاي پشتبند براي قوسهاست. كه مانع از رانش قوسها مي گردند اين پشتبند ها پيش درآمد پشتبندهاي معماري گوتيگ گرديد.

پايان

برگرفته از كتاب آشنايي با معماري جهان

نوشته شده توسط مهندس صابریان  | لینک ثابت |

 

JavaScript Codes example:

JavaScript Codes
X

باکس هوشمند نی لینک