جملاتی از چند معمار معروف جهان
معماری ،هنری است که همه باید فراگیرند؛چرا که با آن سر وکار دارند.
(جان راسکین)
معماری به نظم،آرایش عناصر ،ریتم ،آهنگ ،تقارن، عرف، و اقتصاد وابسته است که همگی مبنایی برای استحکام، راحتی و زیبایی محسوب می شوند. استحکام ،هنگامی تضمین می شود که شالوده ها در خاک ،استوار قرار گیرند و مصالح نیز به طور منطقی انتخاب شوند؛نیل به راحتی ، با حفظ ترتیب مناسب طبقات و عدم وجود مانع برای استفاده و اینکه هر قسمت از ساختمان ،تجلی مناسب ومخصوص خود را داشته باشد ممکن می شود ؛و زیبایی هنگامی حاصل می آید که سیمای اثر، خوشایند وسازگاربا ذوق آدمی باشد و اعضای آن بر اساس اصول کلی صحیح تقارن ، در تناسب با یکدیگر باشد.
(ویتروویوس)
هر آن کس که وارد عرصه ی معماری می شود، باید بداند که اگر چه یک پلان ممکن است بر روی کاغذ دارای یک زیبایی انتزاعی باشد، سردرها هماهنگ و میزان به نظر برسد و فضا بندی کل ساختمان متناسب باشد ؛ولی این امکان وجود دارد که مجموعه ساختمان ،از نظر معماری ضعیف از کار درآید.فضای داخلی ،نقش اول داستان معماری یک بنا را بازی میکند . روش درک این فضا ،کلید شناخت کل بناست.
(برونو زوی)
معماری بازی صحیح ، استادانه و باشکوه احجامی است که در پرتو نور کنار یکدیگر قرار گرفته اند.
(لوکوربوزیه)
معماری ،نقاشی و مجسمه سازی را هنرهای زیبا می نامند. این هنرها،نگاه را به خود جلب می کند؛ همانگونه که آهنگ گوش را. اما معماری ،هنری است که تنها با دیدن مورد قضاوت قرار نمی گیرد.ساختمان بر کلیه ی حواس انسان یعنی شنوایی ،چشایی ،بینایی، بویایی و لامسه تأثیر می گذارد.
(فارست ویلسون)
این موضوع بر ما روشن شده است که عموماً معماری ، به جای این که یک هنر حسی و ادراکی و اجتماعی جوابگو به خواسته ها و احساسات واقعی انسان باشد ،یک نظام بسیار مجهز با مجموعه ای ازاهداف تکنیکی تجویز شده محسوب می شود.
(کنت بلومر و شارل مور)
تنها راهی که شما می توانید یک ساختمان را به وجود آورید،عبور از گذرگاه مقیاس و اندازه است. برای این کار باید از قوانین طبیعی استفاده کنید و مقداری آجر،روش های اجرایی و مهندسی را مورد استفاده قرار دهید. و در پایان ،هنگامی که ساختمان بخشی از وجود شد،کیفیت های غیر قابل اندازه گیری را به کار گیرید تا روح آن بنا شکل گیرد.
(لوئی کان)
محیط های مصنوع برای منظورهای مختلفی به وجود می آیند. این محیط ها با ایجاد کالبدی که مأمنی انسانی و به دور از نامناسبات جهان غدار است و حذف فشارهای روحی وارده از سوی جامعه ،شرایطی محیا می کنند که حفاظت انسانها ،دارایی و فعالیت هایشان از هجوم انسانهای دیگر، حیوانات و نیروهای فوق طبیعی تهدید کننده را ممکن می سازد. بدین سان ،اگر با دیدی باز و با درنظر گرفتن عوامل فرهنگی جامعه به موضوع بنگریم ، معماری را فراتر از ملاحظات اقلیمی ، فن آوری ، مصالح و اقتصاد خواهیم یافت. در موقعیت های مختلف ، آمیزه ای از این عوامل گوناگون ، فرم بنا را تشریح می کند. از آنجا که معماری – حتی در شکل حداقل خود در بناهای مسکونی- فراتر از موضوع مصالح و سازه است، هیچ توجیه یک جانبه ای ،قانع کننده نخواهد بود. چرا که آنها اصول و پدیده های پایه ای فرهنگی هستند. آدمیان پیش از ساخت محیط ،به آن می اندیشند و این تفکرات انتظام بخش فضا ، زمان ،فعالیت ها و حالات و اصول و رفتار هستند و بدین سان ، تعریف کالبدی آن ایده نیز ممکن می گردد. رمزینه سازی ایده ها ،آنها را ممد حافظه می سازد. ایده ها از طریق تذکار اینکه چه باشند، چگونه کرداری داشته باشند و چه انتظاری را براورده سازند ،در ساخت رفتار تأثیر گذارند. تأکید بر این نکته، از آن جهت مهم است که همه محیط های مصنوع – از جمله ساختمان ها ،خانه ها و مناظر – راه هایی برای آراستن جهان از طریق سیستم های نظام بخشی قابل رؤیت می باشد. پس گامی ضروری در این راه، انتظام و سازماندهی محیط است.
(آموس راپاپورت)
راسکین معتقد بود که تذکره های اقوام بزرگ شامل سه گونه دست نوشته است: کتاب سلوک (آنچه کرده اند)، کتاب کلام (آنچه گفته اند) و کتاب هنر(آنچه آفریده اند). هیچ کدام از این سه کتاب ، بدون آن دیگری قابل فهم نیست. اما از این بین ، تنها کتاب هنر موثق است. و این، در میان همه ی اندیشه هاست؛ اگر حقایقی پیرامون جامعه ،شرایط ساخت بنا و یا بناهای آن دوران ارایه دهد. من به ساختمان ها(معماری) ایمان دارم.
(کنت کلارک)
ما به همه ی بنا ها نیازمندیم ،وقتی خوبکار کند و امور را در بهترین روش ها – آنگونه که انتظار میرود – انجام دهد؛بنایی که با ما به خوبی حرف بزند ؛بگوید، با بهترین کلمات ،آنگونه که انتظار میرود ؛خوب به نظر آید و با تجلیش بتوانیم تلذذ کنیم . اینها ویژگی هایی است که یک بنا باید داشته باشد.
(جان راسکین)
معماری بدون نیاز به حمایت معمار می زید و معماران ،گاه بناهایی می آفرینند که معماری نیستند .
(نوروال وایت)
معماری تحفه ی مردمی عادی ، برای دیگر مردم عادی است ؛ بنابراین باید برای همه به راحتی درک شود.
(استین ایلر راسموس)

