معماري روم(9)
معماري روم در دوره باستاني پسين
در اواخر سده سوم ميلادي امپراطوري روم دچار هرج ومرج و ضعف حكومت مركزي گرديد ، از يك طرف مدعيان قدرت و از طرف ديگر حملات ايرانيان و قبايل بربر از شمال قدرت امپراتوري را به شدت تهديد مي نمودند ، در چنين شرايطي امپراطور ديوكلسين به قدرت رسيد و او توانست اندكي از اغتشاشات و نا امني را كاهش دهد. ديوكلسين براي اداره قلمرو امپراطوري و مقابله با حملات ايرانيان و بربرها ، سرزمينهاي گسترده و پهناور روم را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم نمود. او خود را به عنوان اوگوستوس بر سرزمينهاي غربي و يكي از فرماندهان اعظم روم را نيز به عنوان اوگوستوس به فرمانروايي سرزمينهاي شرقي امپراطوري گماشت. اين تقسيم را مي توان شكاف عمده بين تجزيه سرزمين روم به دو بخش شرقي و غربي دانست. زيرا پس از تغيير مركز امپراتوري از شهر رم به شهر نوبنياد كنستانتينوپل (استانبول كنوني) كه در محل شهر باستاني بيزانس يونان به دستور كنستانتين ساخته شد،عملاً دو مركز قدرت در امپراتوري پديد آمد كه هر يك مدتي داراي قدرت مطلقه بودند. امپراطوري غربي به زودي بين اقوام مختلف اروپايي همانند فرانكها ، بورگونيها ،انگلو و ساكسونها ، ويزيگوتها، استروگوتها و واندالها تقسيم شد و رفته رفته ملتهاي امروزي اروپا شكل گرفتند ، ولي روم شرقي زير نام امپراطوري بيزانس تا دوران رنسانس يعني 1453 ميلادي دنياي مسيحيت دو مركز پر قدرت مسيحي در تمام قرون وسطي وجود داشت. يكي شهر رم مركز ايالت پاپي ،و ديگر قسطنطنيه مركز امپراطور بيزانس كه از نظر سياسي و مذهبي مستقل بوده و به طور طبيعي معماري و هنر ها در اين دو سرزمين داراي ويژگيهاي اجتماعي و منطقه اي بوده است.
امپراطور كنستانتين در سال 325 ميلادي به مسيحيت گرويد ودين مسيح را به عنوان مذهب رسمي امپراطوري قرار داد. هر چند كه امپراطوري روم تضعيف گرديد و مورد حمله بربرهاي اقوام شمال اروپا قرار گرفت و شهر روم در سال 410 ميلادي سقوط كرد وليكن مسيحيان از قرن اول ميلادي در قلمرو امپراطوري روم حضور داشتند و عليه جهان بيني و اعتقادات رومي كه سرچشمه مادي داشت تبليغ مي كردند. پايان دوره تاريخ دوره باستان از زماني است كه مسيحيت به عنوان مذهب رسمي قدرت را در قلمرو امپراطوري به دست گرفت.
تحولات چشمگيري كه در معماري اين عصر پديد آمد ،به خوبي زوال قدرت امپراطوري را مجسم مي نمايد. ويژگيهاي مهم تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستون دار كاخ ديوكلسين ظاهر مي گردد ، سنتوري انتهايي با زدن تاقي كه اسپر را بر خود نگه داشته از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آنرا همچون اسپري توصيف كنيم كه ناگهان در نماي سنتوري به صورت تاق در مي آيد. ويژگي سنتوري شكسته ،پيشتر ظاهر شده بود. بيشتر در ايالتهاي شرقي امپراطوري مانند سردر يا نماي معابد بزرگ بعلبك لبنان.
اين روش و تفكر كاملاً غير كلاسيك و به سختي قابل تصور در ساختماني چون پارتنون است و نماينده مرحله اي انتقالي بين اسپر كلاسيك ، متكي بر ستون و تير افقي ، قرار گيري مستقيم تاقها روي سرستونها به شمار مي رود. ستون بندي هاي طرفين همين ايوان ستوندار نيز چنين است . در اينجا ما شاهد روند تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان به معماري تاق و ستوني سده ميانه هستيم. پيش درآمدهاي اين ويژگي نوين ، قبلاً نيز ديده شده بود ، ولي تاق بندي اسپالاتو (ديوكلسين) نخستين جايي است كه ويژگي مزبور به شكل و مقياس بزرگ ظاهر مي شود. مشاهده ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوه طاق زني رومي و عدم تمايل معماررومي به دست كشيدن از تقسيم بندي سه بخشي نما حتي وقتي اسپر به يك تكه سنگي تبديل شده بود مانند سرستون به دست آمده از حمام هاي كاراكالا بسيار جالب است. بعد ها معماران بيزانسي ،اسپر سنگي را حفظ مي كنند ولي ويژگيهاي كلاسيك كهن را از آن مي زدايند و شكل هندسي يك قالب سنگ پهلو تخت پاكارقوس ذوزنقه اي را به آن مي دهند.
با اينكه پايتخت از رم به بيزانس انتقال يافت ، اما كنستانتين در شهر روم طرحهاي ساختماني ديگري نيز اجرا كرد كه يكي از آنها باسيليكاي كنستانتين بود كه در سالهاي 306 و 310 ميلادي توسط ماكسنتيوس رقيب كنستانتين آغاز شد در نهايت توسط كنستانتين به پايان رسيد. از اين ساختمان باقي مانده سه دهانه تاق گهواره اي از جبهه شمالي و ديوارهاي بتني با نماي اجري و ضخامت 6 متربراي نگه داشتن تاق بندي باقي مانده است. اندرون اين ساختمان با مرمر و گچبري مزين شده است. يكي از ويژگيهاي ديگر اين ساختمان داشتن ديوارهاي پشتبند براي قوسهاست. كه مانع از رانش قوسها مي گردند اين پشتبند ها پيش درآمد پشتبندهاي معماري گوتيگ گرديد.
پايان
برگرفته از كتاب آشنايي با معماري جهان

