معماري صدر مسيحيت(1)
به نام خدا
از زماني كه امپراطور كنستانتين به مسيحيت گرويد و آيين مسيح (ع) به عنوان آيين رسمي امپراطور روم اعلام گرديد. پيروان مسيحيت توانستند آزادانه به تبليغ آيين خويش بپردازند، اما پيش از اين در دوران سختي به سر مي بردند و در اين دوره پر التهاب و بسيار طاقت فرسا ، در خفا و درزيرزميني ها به تبليغ آيين مسيحيت پرداختند. در ابتداي كار مسيحيان با روميان از نظر ايدئولوژي در تضاد شديد بودند و روميان كه پيرو مذاهب چندگانه و پرستش عناصر طبيعي و به عبارتي خدايان متعدد بودند، تعصب شديدي از خويش نشان دادند و به اذيت و آزار پيروان مسيح پرداختند ، مسيحيان در بدترين شرايط، توانستند مردم را با آيين خويش آشنا و نزديك نمايند.
هنر مسيحيت آغازين را مي توان از روي موضوعاتشان شناخت نه از روي سبك آنها ، مسيحيان آن زمان درست به اندازه معتقدان به آيين روم (رومي) بودند، هنر ها و صنايع دستي گذشتگان را مي آموختند. خود كليساي مسيحي ،از لحاظ سازمان و فلسفه خود شديداً به ساختار زندگي يوناني – رومي مديون بود ، و در هنر مسيحيت آغازين ، با تحول ساده اي از مضامين متعلق به دين روم به دين مسيحي و آزادانه ترين نوع عاريت گيري از موضوعات و شيوه هاي پيش از مسيحيت روبرو مي شويم.
معماري صدر مسيحيت را به طور كلي مي توان به دو بخش پيش از كنستانتين (از سال 313- 50 ميلادي)و پس از كنستانتين (از سال 314 تا سال سقوط امپراطوري) تقسيم نمودند. دوره نخست را دوره پيگرد و دوره دوم را دوره بازشناسي مي گويند.
دوره نخست (دوره پيگرد): معماري مسيحيان را به علت تعقيب و كشتار ايشان بدست روميها ،دوره پيگرد مي نامند ،تمام هنر اين دوره در مخفي گاهها و در زيرزمين شكل گرفته است . مهمترين و بارزترين نمونه آثار معماري اين دوره ، مقبره هاي زيرزميني است و به همين علت مقابر دخمه اي ناميده مي شوند. اين مقابر شبكه هاي گسترده اي از دالانها و اتاقكهاي زيرزميني در زير شهر رم و شهرهايي هستند كه به عنوان گورستانهايي پنهاني براي دفن مردگان مسيحي – كه بيشترشان در رديف شهداي اوليه مسيحيت به شمار مي روند- طراحي شده بودند. مقابر دخمه اي از سده سوم تا سده چهارم پيوسته مورد استفاده بوده اند و ظاهراً در آنها حدود چهار ميليون جسد دفن شده است.
مقابر دخمه اي در ابتدا به عنوان مخفيگاه براي پناهندگان مورد استفاده قرار مي گرفتند. مدارك اثبات اين سخن ،وجود پلكانهاي مسدود و مجزا ، تورفتگيها و گذرگاههاي مخفي ، و در هاي مخفي نگه داشته شده ورودي و خروجي است. بدون ترديد در اين دخمه ها آيينهاي سري نيز اجرا مي شده است و نقش اصلي آنها جاي مردگان بوده است. از نمونه هاي مقابر دخمه اي ، مقبره دخمه اي كاليكستوس در رم است كه در سده دوم ميلادي ساخته شده است.
معماري اين دخمه ها به اين صورت بوده است كه پس از آنكه قطعه زميني براي گورستان برگزيده مي شد، دالاني به پهناي 90 تا 130 سانتي متر و با فاصله مناسب از سطح زمين ، در گرداگرد آن حفر مي كردند. در سطح ديوارهاي جانبي اين دالانها، تورفتگيهايي به موازات محور دالان براي نگهداري از اجساد مردگان گشوده مي شد.اين تورفتگي ها كه لوكولوس ناميده مي شدند، مانند تاقچه هايي كه در روي يكديگر كنده مي شدند. معمولاً اتاقكهاي كوچكي به نام كوبيكولوم به عنوان نمازخانه تدفيني در ديوارها ساخته مي شدندكه تاق بندي متفاوتي داشتند. هنگامي كه دالانهاي پيراموني نخستين ، پر از لوكولوس و كوبيكولوم مي شدند ، دالانهاي ديگري عمود بر آنها حفر مي كردند و اين روند تا جايي كه فضاي جانبي اجازه مي داد ادامه پيدا مي كرد.
آنگاه سطوح بالايه هاي پايين تر و از طريق پلكانهايي به يكديگر متصل مي شدند و تعداد طبقات مزبور در بعضي از شبكه ها تا پنج طبقه مي رسيد. سقف بسياري از كوبيكولوم ها را با نقاشي ديواري به شيوه آيين هاي رومي تزئين مي كردند (حتي از نظر موضوع) و اين نقاشي ها با اعتقادات آنان كاملاً سازگاري داشتند. موضوعات اين نقاشي ها بيشتر درباره زندگي حضرت مسيح (ع) و ياران او بود كه وي را در لباس هاي ساده و عاري از هرگونه زيور به تصوير مي كشيدند.
ادامه دارد...

