تبليغاتX
میلینیوم - معماري رومانسك(1)

میلینیوم

وبلاگ تخصصی معماری و عمران

معماري رومانسك(1)

به نام خدا

 

پيشينه تاريخي: تقسيم امپراطوري روم به دو بخش شرقي و غربي وضعيت اين امپراطوري و ايجاد امپراطوري بيزانس و در نهايت سقوط امپراطوري روم غربي با تحولات مهمي در اروپاي غربي همراه گرديد. از گذشته هاي دور هميشه اقوام ساكن شمال اروپا و حتي قسمت آسياي غربي براي دست يافتن به كرانه هاي مديترانه در كوچ و مهاجرت بوده اند و اين مهاجرت موجب برخورد و تضاد بين اقوام گوناگون شده است.

مهاجرت گوتها از شمال به سمت جنوب موجب تحولات مهمي در تاريخ اروپا گرديد، اقوام مختلف شمالي كه به بربر ها معروف بودند ، پس از چند دهه با استقرار در اروپاي مركزي (از قرن هشتم ميلادي به بعد) دولتهاي جديدي بوجود آوردند كه در طي استقرارشان هنر مشخصي پديد آوردند كه متاثر از يونان و روم بود.

گوتها در هنگام مهاجرت و جابجايي ، باعث مهاجرت اقوام ديگري از سرزمينهاي اصلي شان شدند. آنها در حوالي سال 300 ميلادي به دو گروه گوتهاي شرقي در قسمتهاي شرقي اروپا استقرار يافتند و گوتهاي غربي كه به سوي اروپاي غربي ، تا مرزهاي شمالي امپراطوري روم پيش رفتند كه در مواجهه با قدرت امپراطوري روم از نفوذ به آن سرزمين باز ايستادند. قدرت نظامي امپراطوري كه مرزهاي شمالي آن را به رود دانوب محدود مي كرد، مانع نفوذ و ادامه مهاجرت اقوام شمالي گرديد و در طي دوران حكومت امپراطوري روم، همواره بين دو حكومت و بربرها (اقوام شمالي) جنگهاي سخت و خونيني در جريان بوده است.

در قرن چهارم ميلادي قدرت جديدي از سمت آسيا، اروپا را مورد تاخت و تاز قرار داد اين مهاجمان هونها بودند كه گوتها را تحت فشار قرار داده و به مرزهاي امپراطوري روم عقب راندند و امپراطوري روم كه خود را در مواجه اين خطر ديد به ويزوگوتها اجازه داد كه در كرانه هاي غربي رود دانوب مستقر شوند. اما بين وضعيت دوام چنداني نيافت و ويزوگوتها سر به شورش برداشتند و در جنگي كه بين آنها و نيروي روم در گرفت ، امپراطور روم كشته شد و سپاهيانش نيز شكست سختي را پذيرا شدند. پس از اين شكست روم مقاوت چنداني در مقابل گوتها نشان نداد و سرانجام تسليم شد.

هونها همچنان در ادامه نفوذشان به اروپاي غربي و جنوب اروپا ويزوگوتها را مجبور نمودند، از جنوب ايتاليا گذشته و در فرانسه (جنوب فرانسه) مستقر شوند كه در نهايت آنها با فرانكها مواجه شدند و سرانجام به سوي جنوب اسپانيا مهاجرت كردند. با مرگ آتيلا سردار هونها در سال 453 ميلادي طول كشيد. تا اينكه در اين دوره امپراطوري فرانكها با نام كارولن‍ژ قدرت را در اختيار گرفت و آرامش نسبي به اروپا بازگشت. قبايل بربر مسيحي و كليسا به تدريج جانشين امپراطوري روم گرديدند و پايه هاي بي چون و چراي كليسا و پاپها در قرون وسطي ريخته شد. اين امر در زماني به اوج رسيد كه در قرن پنجم ميلادي پادشاه فرانكها به مذهب كاتوليك گرويدف و كليساي روم در رقابت با كليساي ارتدوكس روم شرقي وارد عرصه جهان گرديد. بربرها كه خود هنر چنداني نداشتند، در مواحهه با ميراث يونان و روم هنرشان شكل گرفت سرانجام با امپراطوري كارولنژها دوران احيا هنر فرا رسيد. اواخر سده هشتم و يا سده نهم ميلادي شاهد يك پديده بزرگ تاريخي بود كه امروزه دوره احياي رم مسيحي در عصر شارلماني يا رقابت خستگي ناپذير و مشعشعانه هنر و فرهنگ ناميده مي شود.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 13:0  توسط مهندس صابریان  |