تبليغاتX
میلینیوم - معماري رومانسك(2)

میلینیوم

وبلاگ تخصصی معماری و عمران

معماري رومانسك(2)

 

 

شارلماني در تلاش بود كه همانند كنساتين رفتار كند و زمانيكه پاپ تاج شاهي را بر سر نهاد ، او را امپراطور اين امپراطوري احيا شده روم ناميد، حكومت جديد امپراطوري مقدس روم ناميده شد. كه تا يكهزار سال بعد گاه برگ گاه كوچكترشد. ولي تا انهدامش بناهايي را به اقتباس از معماري در اروپاي مركزي به حيات خود ادامه داد. شارلماني بناهايي را به اقتباس از معماري رومي بنياد گذارد كه در ميان آنها مي توان به نمازخانه كاخ شارلماني در آخن اشاره نمود و همچنين وضعيت دير سنگال سوئيس(819 ميلادي) يكي از مجموعه بناهاي ساخته شده در دوره شارلماني است.

پس از شكست جانشينان شارلماني حكومت اين ناحيه بدست اوتوني ها افتاد. كه معماري اوتوني مسير اسلاف كارولنژي خويش را دنبال كرد، يكي از بناهاي شاخص اين دوره كليساي دير ين ميكائيل در هيلدسهايم است كه در فاصله 1001 تا 1031 ميلادي ساخته شده است تقسيم بندي برجها و بدنه جسيم آن كاملا مشخص است. در اين كليسا مراكز ثقل ساختماني در شرق و غرب به خوبي مشهود است و صحن اصلي در حكم تالاري است كه دو برج (مراكز) را به هم متصل مي كند.  

 در اين كليسا و بناهاي فوق الذكر مقدمات معماري رومانسك را مي توان ملاحظه كرد ولي آنچه در اين گفتار قابل توجه است، تفكرات و انديشه هايي است كه بر جامعه رومانسك حاكم بوده و در آثار معماري بويژه در كليساها مشهود است.

معماري رومانسك(رومي وار): اوضاع و احوال اجتماعي پيش از قرون وسطي در دوره هاي يونان و روم موجب شده بوده كه آثار هنري ، بطور كلي هنر معماري به رشد و تداوم و ماندگاري قابل ملاحظه اي برسد. اين وضعيت تا چند قرن بعد هم در اروپا دوام آورد ، اما در نتيجه جنگها و كشمكشها فترتي پديد آمد،تا اينكه در اين برهه از زمان هنر و سبك رومانسك پا به عرصه گذاشت. چون در دوره امپراطوري كارولنژي و اتوني ثبات سياسي حاكم گرديد كه به طور مختصر به آن اشاره كرديم.

با آغاز نخستين دوره جنگهاي صليبي در اوايل سده دهم ميلادي در اروپا، جمعيت هاي عظيمي از نقاط و شهرهاي اروپاي غربي به شهر هاي غربي به شهرهاي مختلف مهاجرت كرده و پناهنده شدند،از جمله اين شهرها ، شهر اورشليم بود. اين مكان در آن موقع سرزمين مقدس خوانده مي شد.

پيش از جنگلهاي صليبي دو طبقه اجتماعي در سراسر اروپا از قدرت و نفوذ بسياري برخوردار بودند كه دسته اول فئودالها ،ملاكين و بارون هاي ثروتمند بودندو هر كدام به فراخور ميزان پول و زمينهايي كه در تملك خويش داشتند از نفوذ و قدرت خاصي برخوردار بودند و گروه دوم روحانيون مسيحي و مبلغين مذهبي و متوليان ديرهاي بزرگ و كليساها بودن كه درميان مردم وهمچنين در نزد حكومت هاي زمان خود مورد احترام و صاحب نفوذ بودند. پس از نخستين جنگ صليبي در عرصه هاي مختلف ممالك اروپايي تحولاتي ايجاد شد كه منجر به تثبيت مقام كليسا به عنوان رهبر مردم ،و ديگر ايجاد وضعيتي مناسب براي برقراري روابط تجاري با شرق گرديد و سوم ،آزادي و استقلال شهرها،و اين امتياز در صورتي حصول مي گرديد كه شهروندان در كمك به جنگ مبالغي را پرداخت مي كردند  تا بتوانند براي شهر استقلال و آزادي نسبي به ارمغان آورند، و چهارم راههاي ارتباطي تجاري با كشورهاي مشرق زمين همانند شريانهاي اصلي انتقال انديشه ها و علوم جديد به اروپا قلمداد مي گرديد و اين عوامل موجب گرديد كه اروپائيان نگرشي تازه به هنر و انديشه هاي يونان باستان داشته باشند.كه در خلال اين تغييرات ، تحولات هنري در اروپا پديد آمد كه آنرا رومانسك يا رومي وار ناميده اند در حالي كه وامدار اصولي از هنر رومي بود، اما خود به تنهايي هنري محض و اصيل قلمداد مي شد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 16:18  توسط مهندس صابریان  |