معماري رومانسك(3)
اگر زماني را براي پديد آمدن معماري رومانسك در نظر بگيريم بايد به يك دوره دويست ساله اشاره كنيم يعني سده هاي يازده و دوازده ميلادي. در معماري رومانسك نكته قابل توجه و تامل احترام و جايگاه ويژه معنوي و مذهبي كليساها است و همچنين عملكردهاي مختلف اين بنا براي سخنراني و مواعظ،محل تجمع ها و تصميم گيري ها است. همين امر موجب شد كه افزايش شگفت انگيزي در فعاليتهاي ساختماني پديد آيد. يكي از راهبان قرن يازدهم به نام رائول گرابر در اين باره گفته است كه دنيا ، خود را به جبه اي سفيد از كليسا مي آراسته است. اين كليساها نه تنها با تعداد فراوانتري به وجود آمدند، بلكه عمدتاً از كليسا هاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته وجود آمدند، بلكه عمدتاً از كليساهاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته شدند، و به ويژه بيشتر آنها نماي رومي داشتند. زيرا شبستان آنها بر خلاف سقف چوبي، تاق قوسي داشت و بدنه خارجيشان برخلاف كليساهاي صدر مسيحيت و بيزانسي و كارولنژي و اوتوني با تزئينات معماري و پيكر تراشي تزئين مي گرديد. از لحاظ جغرافيايي بناهاي عمده اي به شيوه رومي در سراسر دنياي مسيحيت بوجود آمد. از شمال اسپانيا تا ناحيه رودخانه راين ، و از مرز انگليس و اسكاتلند تا قسمت مركزي ايتاليا. دراين ميان بهترين و متنوع ترين نمونه هاي معماري محلي و متهورانه ترين رومانسك را بيان كنيم، بكارگيري قوسهاي نيم دايره رومي در سقف ها ، همچنين استفاده از جرزهاي سنگين بوده است.
نكته قابل توجه در معماري رومانسك اين است كه تغييرات پردامنه اي پيدا كرده و تنوعات منطقه اي فراواني را شامل مي شود و همين امر موجب گرديد مورخان معماري ، آنرا سبكي في نفسه كامل پنداشته و معتقد نيستند كه پيش در آمد ناقصي براي سبك گوتيگ بوده باشد. بدين ترتيب معماري حقيقي متعلق به سده هاي مياني به شمار مي رود. از ديگر ويژگيهاي سبك رومانسك مي توان به حجم هاي كليساها از بعد معماري اشاره داشت كه همگي از گروهي از احجام هندسي ساده و بزرگ و با زاويه قائمه نظير مكعب ، مكعب مستطيل ، استوانه و نيم استوانه تشكيل يافته اند.
گسترش و اعتلاي معماري سبك رومانسك در اروپا به طور مشخص در چهار كشور: فرانسه ،انگلستان،آلمان و اسپانيا قابل بررسي اند، در هر يك از اين چهار كشور معماران سبك رومانسك با ظرافت و نوآوري هاي خاصي معماري اين دوره را با شرايط ،مقتضيات و خصوصيات كشور خود وفق داده و همين امر سبب شد تا ويژگيهاي خاصي در سبك رومانسك هر يك از اين كشورها قابل ملاحظه باشد.
در هر يك از كشورهاي فوق الذكر،معماري رومانسك به شيوه هاي گوناگون و متنوع اجرا گرديده است و در مناطق مختلف هر كشور روش ساخت بناهاي اين سبك بويژه كليساها،بنا به ابتكارات معماران متمايز مي گرديد،چنانچه فقط در كشور فرانسه بيش از ده شيوه (سبك) از اين معماري (رومانسك) وجود دارد. اينك به طور مختصر به ويژگيهاي معماري رومانسك در هر يك از كشورهاي مذكور مي پردازيم:
سبك رومانسك در فرانسه: يكي از سرزمينهايي كه از نظر معماري پس از ايتاليا قابل اهميت و توجه است كشور فرانسه است. با اينكه تا زمان آغاز سبك معماري رومانسك اين كشور به فرمها و اشكال مختلفي تقسيم گرديده كه در ميان آنها مي توان هفت نوع مختلف از كليسا هاي رومانسك را در سراسر فرانسه شناخت.
در معماري رومانسك فرانسه مي توان به دو كليساي سن مارتين تورس كه در محراب آن فضاهايي بنام نمازخانه به شكل يك نيم دايره كه نيم استوانه هايي به آن الحاق گرديده، و دوم كليساي كلوني دوم كه محراب آن داراي نمازخانه هاي دندانه اي است ، اشاره كرد.
به طور كلي در باب علت پديد آمدن نمازخانه هاي مذكور مي توان به توسعه و گسترش مراسم مذهبي اشاره كرد كه در آن كاردينالها نمازخانه هاي جداگانه مي طلبيدند. اين فضا به طور طبيعي در محراب كليسا كه مخصوص انجام مراسم توسط مقامات كليسا است، گسترش بيشتري يافت و علت طويل شدن محراب در اين ساختمانها نيز وجود همين نمازخانه هاست كه براي دسترسي به آنها وجود راهروهايي كه پيرامون محراب را فراگرفته بر طول و درازاي اين نوع بنا افزوده است.
نكته ديگر درباره سبك رومانسك فرانسه اين است كه براي جلوگيري از رانش ديوار تالار مركزي و اصلي كليسا، ديوارهاي جانبي را مرتفع تر ساخته اند و همين امر موجب گرديده كه داخل كليسا تاريك شود، چون اين امر مانع از ايجاد پنجره در روي تالار مركزي مي گرديد. از اين نمونه ها مي توان به كليساي سرنن در تولوز،كليساي سانتياگو ،كليساي سن اتين در كان فرانسه اشاره كرد.
ادامه دارد...

