طرح ساخت جزيره مصنوعي به شكل نماد فروهر در خليج فارس در حال تكميل است و مجوزهاي اوليه و موافقت اصولي اين پروژه نيز دريافت شده است. اين جزيره با مساحتي بالغ بر 6 ميليون و دويست هزار متر مربع در محدوده اي به ابعاد 3 در 5 كيلومتر، روبروي حاشيه ي بندر تاريخي سيراف در استان بوشهر ساخته خواهد شد

 

اين جزيره شامل منطقه مسكوني، هتل، دانشگاه، پارك انرژي خورشيدي، زمين ورزش، فرهنگسراي بزرگ ملل و گفتگوي تمدن ها، رصدخانه عمومي و ... خواهد بود. همچنين مجوزهاي اوليه اجراي اين پروژه نيز دريافت شده است.

دكتر اسفنديار اختياري نماينده ايرانيان زرتشتي كه عضو تيم مديريت اين پروژه است ضمن اعلام اين خبر افزود، در آينده اي نزديك طرح اين پروژه كه توسط بيش از 60 كارشناس در حال آماده شدن است، در نشستهايي تخصصي براي آخرين بار بررسي خواهد شد تا شاهد اجراي يك پروژه كم نظير باشيم.

 

اين جزيره مصنوعي در كناره ي منطقه ي پارس جنوبي و در حاشيه ي بندر تاريخي سيراف ساخته خواهد شد. سیراف یکی از شهرهای قدیمی استان بوشهر است. بازمانده‌های آن در نزدیکی بندر طاهری فعلی دیده می‌شود، زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی‌های بزرگ بود. ولی طی یک زلزله و سونامی حاصله از آن در بهار سال 398 قمري  قسمت عمده این بندر  پر رونق به زیر آب رفته و فقط مسجد جامع سیراف و قلعه نصوری و دخمه و بازار از آن باقیمانده است.

بر اساس باور ايرانيان، فروهر يكي از اجزاي وجود هر آدمي است كه او را به سمت پيشرفت و راستي رهنمون خواهد بود و هر كدام از قسمتهاي اين نماد مفهومي در بردارد.

 

 كه مي توانيد مفاهيم آن را در اينجا بخوانيد.
 

نیاکان خردمند و فرهیخته ما، از چند هزار سال پیش، چنین دریافته بودند که تن انسان زنده، پنج نیرو(گوهر)، به هم پیوسته و در هم آمیخته اند، و پویندگی و بالندگی انسان، از کوشش و جوشش آنها است.
این پنج نیرو، بنا به نوشته های اوستا چنین هستند: جان، وجدان، دریافت(ادراک)، روان و فروهر .

روان سرچشمه و علت همه رفتارهای انسان است. بنا به قانون راستی (که هنجار هستی است) بازتاب اندیشه و گفتار و کردار انسان، از طریق وجدان، به روان باز می گردد.
به بیان دیگر، روان انسان با گرایش آزادانه به نیکی یا بدی، موجب شادی یا پریشانی وجدان می شود و وجدان که همواره با روان همراه و هم پیوند است بر خوشی و ناخوشی روان اثر می گذارد و بدین گونه، روان انسان، بهشت (بهترین حالت) یا دوزخ(بدترین حالت) را برای خود می آفریند.
فروهر از نظر واژگانی از دو واژه ساده «فر» به معنی فرا و پیش و « وهر» به معنی برنده، کشنده و راننده درست شده است و معنی ترکیبی آن می شود پیش برنده و فرابرنده.
فروهر، برترین و عالی ترین گوهر وجود انسان است. این، همان پرتویی از فروغ بیکران ذات اهورامزدا است که در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. این همان گوهری است که چون از سرچشمه نور و گرمای نامحدود نیکی، پاکی، مهربانی، رسایی، جاودانگی و در یک کلام از راستی آمده است. می کوشد که روان انسان را به سوی این ویژگی ها راهبری نماید. این همان گوهری است که روان را از گرایش به کژی ها، کاستی ها، نارسایی ها و از آنچه که درمفهوم دروغ می گنجد، باز می دارد تا روان به تدریج از بدیها پالوده گردد و شایستگی دریافت حقیقت هستی را به دست آورد.
نماد های فروهر:
1-سیمای پیر و نورانی نگاره یادآور آن است که برای پرواز به سوی رسایی و جاودانگی، بهره گیری از راهنمایی استادان پارسا و پیران خردمند، ضرورت دارد.
2-دست راست او به جلو و بالا کشیده شده است و این نشان آن است که آرمان و هدف انسان باید پویش و پرواز به جلو و بالا باشد.
3-حلقه ای که در دست چپ او قرار دارد نشانه پیمانی است که انسان در بدو خلقت خود، با « هستی بخش بزرگ دانا» بسته است، و آن مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیر با ناراستی، برای نیرو بخشیدن به فروزه راستی، در جهان است.
4-حلقه دور کمر او، نشانه آن است که انسان وظیفه دارد از بند وابستگی های دروغین در این جهان، در گذرد تا شایستگی و توانایی پرواز به سرچشمه خورشید حقیقت را بیابد.
5-دو رشته آویخته به چنبر میانی بدنش، بیانگر این حقیقت است که زندگی انسان در این جهان، آوردگاه رویارویی دو مینوی متضاد(نیکی و بدی) است، و انسان نیز در این میدان زندگی، ناگزیر به مبارزه است.
6-اندام زیرین نگاره فروهر- که سه بخش دارد- نشانه آن است که انسان، در میدان مبارزه نیکی و بدی، باید اندیشه و گفتار و کردار بد را رها سازد تا زمینه رشد و بالندگی نیکی ها، در اندیشه او، فراهم گردد.
7-دو بال گشاده نگاره که هر کدام به سه بخش تقسیم شده است، بیان کننده این معنا است که انسان پس از فروهشتن اندیشه و گفتار و کردار زشت، باید با بالهای گشاده و نیرومند اندیشه و گفتار و کردار زشت، باید با بال های گشاده و نیرومند اندیشه و گفتار و کردار نیک، به سوی سر افرازی و رسایی پرواز کند.
برگرفته از کتاب« آتش و آتشکده» خداداد خنجری

 

منبع: http://www.berasad. com/fa/content/ view/1560/