معماری چین(1)
موقعیت معماری: سرزمین چین در دورترین قسمت شرقی آسیا قرار گرفته و از هندوستان بوسیله کوهستانهای بلند جدا گردیده است. این سرزمین از مناطق وسیعی ، پوشیده از کوهستانها تشکیل شده است.نواحی جلگه ای بیشتر در شمال شرقی قرار دارند و حاصلخیزترین بخش چین درهمین نواحی است که از قدیمی ترین ایام مسکونی بوده است. دو رودخانه عمده چین رود زرد (هوانگ هو) و رود آبی (تسی یانگ ) هستند و اقیانوس کبیر در شرق این کشور واقع شده است.
وجه تسمیه : به علل گوناگون ، چینی ها سرزمین خود را به جای چین، ((تی ین هو)) یعنی زیر آسمانها ، یا ((سهای )) میان چهار دریا یا ((چونگ هواکوئو)) یعنی ملک آذین میانین یا به فرمان انقلاب ((چون هوامین کوئو)) یعنی ملک گل آذین مردم ،می خوانند وجود گلهای فراوان در این کشور ،دلیلی است بر وجود رودخانه ها ، آبشارها و چشمه های فراوان.
معماری چین: معماری چین نیز همانند سایر هنرهای آن گستردگی و تنوع فراوان برخوردار است. برخلاف بسیاری نظرات که معتقدند چینیان بناهای بزرگ در مقیاس آثار معماری بین النهرین و مصر نساختند ، چنین نیست ، چینی ها مردمانی هوشمند و هنرمند بوده اند که هر چند آثار معماری آنان گاه به علت استفاده از مصالح کم دوام از بین رفته اند ، ولیکن آنچه از این آثار باقیمانده ، گویای این حقیقت است که آثار چینی در حد معماریهای مصر و بین النهرین و ایران باستان است. بطور کلی معماری چین شامل معابد ،(کنفوسیوسی ،لائوتسه ،بودایی) پاگودا ،قصر ،دیوار بزرگ چین، خانه و دیرها،آرامگاهها و معابد صخره ای (غاری) است.
خانه چینی: اولین سکونتگاههای چینی گودالهایی هستند که به صورت دایره ساخته شده اند و روی آن را با شاخ و برگ درختان پوشانده اند. سپس با پیشرفت در فن خانه سازی ، خانه ها از گودال به خانه هایی در رویزمین و از جنس خشت و گل تغییر یافت. این خانه ها در حدود 3 تا 5 بلوک با هم در یک ردیف قرار می گرفتند . نمونه ای از خانه های دوره ((هان)) که همانند خانه های جدید به صورت تعدادی حیاط بود و در اطراف آنها عمارت جداگانه ای وجود داشت و هر یک به اتاقهای کوچکی تقسیم می شد. باید اشاره نمود سقف بلند و ستوندار آنها با سفال پوشش یافته است و فقط انحنای بام تغییر کرده است. از نظر تزیینی نمونه های خانه گلی دوره هان کاملا شبیه سبک های موجود در چین است. مدخل اصلی در داخل توسط ((مانع ارواح)) (دیواری در مقابل مدخل)حفاظت می شود، به طوریکه حیاط از داخل خانه از نظر پنهان است. بر اساس عقاید چینی ، شیاطین و ارواح پلید در خط مستقیم حرکت می کردند و این دیوارها در مقابل مدخل مانع ورود آنان به خانه ها می شده است.
ساختن این نوع خانه ها مسلماً در چین در دوره های بعدی هم رواج یافت. چ.نکه با افکار و عقیاد چینیان سازگار بود. هدف از ساختن این گونه بناها در چین هرکدام در یک حیاط جداگانه ای می زیستند .
ساختمان معماری خانه امروز چین دقیقاً به نمونه اولیه خویش در هزار سال پیش شباهت دارد، به بیان دقیق تر نیمرخ مساط بر سقف که بخش بزرگی از خصوصیات معماری چینی از آن سرچشمه می گیرد ،احتمالاً به دوره ((چو)) یا شانگ مربوط می شود. حتی ساختمانهای ساده ای که در کنده کاریهای سنگی دوره هان نقش شده اند ، حکایت از وجود سبک و روشی در ساختمان سازی دارند ، که امروزه نیز شالوده معماری این کشور به شمار می روند.اجزای ضروری این ساختمانها عبارتند از:یک تالار چهار گوشه زیر یک بام نوک تیز با قرنیز های بر آمده ، بر روی یک شبکه نگاهدارنده و ستونهای چوبی ، که دیوارها هیچ نقشی در نگاهداری از سقف ندارند بلکه در حکم پرده ها یا تیغه های جدا کننده اند.
معماری چین در چهارچوب این فرمول محدود ، توجیهش را بر نمای ساختمان متمرکز می کند، در نخستین سالهای حاکمیت سلسله هان ،ترکیبهایی از زاویه های نگاهدارنده قرنیزها، رگه های سر جرز و ستونها برای نگهداری وزن سنگین بامهای کاشی دار طراحی شدند. معماران با دستکاری در شکل زاویه ها ، جان تازه ای در نمای خارجی ساختمان می دمیدند. معماران بعدی با استفاده از این مقدمات ساده ،شبکه های نگاهدارنده پیچیده ای ابداع کردند. برخی از زاویه های نگاهدارنده به موازات دیوارها کار گذاشته می شدند و برخی دیگر برای نگاهداشتن یک تیر حمال (فرسب) یا سگدست دیگر، امتداد می یافتند تا آن که چند برابر شدن واحدها سرشاری از نور و سایه بوجود آوردند. با افزودن تزییناتی به رنگ قرمز ولاکی طلایی ،تاثیر آن دو چندان می گردید.
کارایی ساختمان غالباً تابع تزیینات آن بود. از شبکه های پیچیده زاویه های نگاهدارنده ،در مواردی که فقط به نگاهداری کمی نیاز بود، برای تزیین استفاده می شد. در نمای خارجی جلوه رنگارنگ پایه ها تضاد دلنشینی با سطح یکنواخت بام نوک تیز ایجاد می کرد. قرنیز های برجسته ، در دوره تانگ عریض تر نیز می شدند و معماران به گوشه ها پیچ می دادند .
این قرنیز های مختصراً در ساختمانهای بعدی ،بویژه در چین جنوبی که شبکه ای از خطوط بالا رونده به کار گرفته شده بود ، شدیداً مورد اغراق واقع شدند. ولی در بیشتر نقاط ، انحناهای ملایم سقفها، به شکل چهارگوشه و تقارن خشکی که نقشه های ساختمانی و روشهای گوناگون جایگزین اجزاء بر معماری تحمیل می کنند، ظرافت خاص می دهند . در طی چند قرن جهت همه ساختمانها شمالی –جنوبی بوده است.
در معابد یا منازل چینی بام بسیار اهمیت دارد. جنس آن از آجر و کاشی است و اگر بر سریرهای سلطنتی سایه افکند زرد و گرنه سبز ، ارغوانی ،سرخ یا آبی است. چه در دامن طبیعت و چه در خیابانهای شهر.
ادامه دارد...