معماری یونان(3)
باسیلیکای پستئوم: در جنوب ناپل واقع است و در حدود 550 ق.م ساخته شده است. این بنا نمونه ای از سبک دوریک کهن به شمار می رود .پژوهندگان اولیه به دلیل نشابهی که بین این ساختمان و با سیلیکای رومی وجود داشته ، ان را باسیلیکا نامیده اند. لذا بنای این پستئ.م معبدی است دور ستونی با ستونهای سنگین و خوش ترکیب محدب و فواصل فشرده ، سر ستونهای بزرگ و جسیم و بالش گونه در زیر اسپری عظیم که ستونها را به طرز متناسبی کوتاه نمایان کرده است. ضخامت ستونها و فاصله کم آنها احتمالاً دلیلی ساختمانی دارد. معماران در این دوره نمی توانسته اند به مقاومت مصالح مورد استفاده اطمینان داشته باشند. لذا به طور منطقی بر استحکام کارشان افزوده اند ، مثلاً در گوشه های بنا سرستونهای بالشتکی شکل بزرگتر شده و سطح اتکا به نسبت فواصلی که توسط سنگهای حمال پل بندی شده ، افزایش یافته است.
گنج خانه سیفونسیها: یکی از بناهای دوره کهن است که به شیوه ایونیک و در سال 530 ق. م ساخته شده است. بنا در شهر دلفی قرار دارد با آنکه این بنا هیچ گونه ستون ایونیک ندارد و حمل و نگهداری سقف توسط ستون پیکره ها (کاریاتید ها) است ، ولی جزو سبک ایونیک محسوب می گردد ، از ویژگی های متمایز و مشخص کننده دیگر بنا در شیوه ایونیک کتیبه پیوسته ای است که به عنوان بخشی از یک اسپر سنگین دوره کهن است . چون ستون پیکره ها با آن جامه های زیبا ونیمرخ های بسیار مضرشان هیچگاه نمی توانستند در متن معماری دوریک با آن خطوط خشک و جسیم کم توجه به تزئین بگنجند.
معبد ارتمیس: در شهر افسوس آسیای صغیر واقع است ، در سال 560 تا 550 ق.م ساخته شده است. معبد دارای ابعادی 115*55 متر است و به شیوه ایونیک ساخته شده است. چهار گوشیهای تزئینی آن به نقش بر جسته هایی از جنگجویان نیزه بدست مزین است. در بخش سنتوری معبد جنگجویان الهه آرتمیس با سپری در دست نقش شده است.
از دیگر معابد این دوره می توان به معبد آپولون شهر دلفی و معبد آفائیا در شهر آیگینا در قرن ششم ق. م اشاره کرد.
معماری دوره کلاسیک : این عصر دوران ثابت و شکوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تکامل معماری یونان به شمار آورد. این دوره با عظمت ، پس از پیروزیهای درخشانی آغاز ، و با اقدامات کشور گشایانه اسکندر مقدونی پایان پذیرفت.این فصل از حیات یونان نتیجه و مولود دوران باستانی و مقدمه دوران هلنیستی بوده است. دوران کهن با آن که دوران کار و ابتکار محسوب می شد، ولی آثار جوانی و ناآزمودگی از آن هویدا بود و در دوران هلنی که از لحاظ انتشار تمدن در دنیا اهمیت شایانی یافت ، علائم پیری و مهجوری در آن به چشم می خورد. در صورتی که در فاصله میان این دو دوره ، یعنی در دوره یونان کلاسیک جز موازنه و اعتدال و هماهنگی چیزی دیده نمی شود.
هنر دوره کلاسیک که چکیده تاثیرات اجتماعی و مذهبی یک ملت است ، در نهایت کمال و پختگی عرضه شده ، در هنرهای باستانی جای ویژه ای را به خود اختصاص داده است. یونانیان موفقیت و پیروزیهای خود را در جنگها، مرهون خدایان می دانستند. و همین مسئله در هنر و معماری سرزمین شان کاملاً محسوس است.
در عصر کلاسیک با اینکه پس از جنگهای ایران و یونان فترتی در هنرها حاصل شده بود ،اما با عبور از این مرحله گذار یونانیان در جوانب مختلف هنر بویژه در معماری و پیکر تراشی فعالیتهای چشمگیری را آغاز کردند. هنرمندان این عصر پدید آورندگان آثاری شدند که نه پیش از آن و نه در عصر هلنی به آن دست یافته بودند. مرکز فعالیتهای هنری این دوره در شهر آتن بوده است. آتنیها که گردآوری تکه سنگهای پراکنده آکروپلیس آتن را پس از ویرانی شهر در سال 480 ق.م کسرشان خود می دانستند ، به رهبری پریکلس نیرو و استقلال جدیدشان را بازسازی کامل آکروپلیس که در واقع یکی از بزرگترین پروژه های ساختمانی جهان باستان تا پیش از روزگار رومیان بود به جهانیان نشان دادند. پلوتارک یکی از مورخین یونانی در 500 سال پس از باز سازی آکروپلیس می نویسد: کارهای پریکلس مخصوصاً از این لحاظ ستودنی اند که شتابان ساخته شده اند، برای آنکه قدرتهای جدید دوام بیاورند . زیرا هر کار خاصی که او انجام میداد بی رنگ حتی در آن زمان که تازگی داشته عنوان کاری باستانی شناخته می شد و دلیلش زیبایی و ظرافت آن کار بود و با این حال کار مزبور از لحاظ نیرو و تازگیش امروز نیز چنین است. که گویی تازه انجام شده است. در آن کارها گونه ای شکفتگی و تازگی وجود دارد که غبار گذشت زمان را از چهرشان می زداید.
ادامه دارد...